مرتضى راوندى
178
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
آرامش و سكون دوام نيافت ، مقاومت و مخالفت حاكم با قواى دولتى به شكست او و اسارت يغما انجاميد و او و ديگر اسيران را به خدمت سردار ذو الفقار خان سمنانى بردند ، وى ابتدا سپاهى و سپس منشى خان گرديد ، ولى بعد در نتيجه سعايت بدخواهان به عنوان ياغى گرفتار شد ، سردار ، او را به چوب بست ، بعد به سياهچال زندان انداخت و سپس به تعقيب و شكنجه و تاراج اموال بستگان او پرداخت . پس از چندى از زندان آزاد شد و از آن پس به تقاضاى حال و احوال ، تخلص « يغما » را برگزيد و در سلك درويشان درآمد و به سير و سياحت پرداخت . سفرى به بغداد رفت و بعد به تهران آمد و به وسيلهء حاجى ميرزا آقاسى به حضور محمّد شاه معرفى و در دربار ، صاحب نام و نشان شد و سرانجام در سال ( 1276 ه . ق ) در زادگاه خود درگذشت . وى شاعرى غزلسرا و شوخطبع و بذلهگوى و نويسندهيى منتقد و حاضر جواب بود . گويند روزى ، حاج ملا احمد نراقى كه از علماى بزرگ عصر بود ، دو بيت زير را براى او خواند : عاشق ار بر رخ معشوق نگاهى بكند * نه چنان است گمانم كه گناهى بكند ما به عاشق نه همين رخصت ديدار دهيم * بوسه را نيز دهيم اذن ، كه گاهى بكند يغما همچنان به سكوت در وى مىنگريست ، نراقى پرسيد : چرا چيزى نمىگويى ؟ يغما جواب داد : منتظر فتواى سوّم هستم . . . ! در موقع اقامت يغما در كاشان ، واقعهء ننگينى اتفاق افتاد ، يغما اين واقعه را در منظومهاى به رشتهء نظم كشيد و استعداد و توانايى خود را در هجاگويى نشان داد : خانوادهيى كه تحقير شده بود ، در صدد برآمد كه از گويندهء شعر انتقام بكشد ، از راه رشوه و افترا ، امام جمعهء كاشان يغما را به شرب خمر و بىاعتنايى به قواعد شرع متهم كرد و در نماز جماعت بيدين و مرتدش خواند ، جمعى به حمايت او برخاستند ، از جمله ملا احمد نراقى ، روحانى دانشمند مشهور كه محكمهء فتوى داشت ، در اين راه كوشش فراوان كرد ، و يغما برحسب ظاهر به جهت رفع تهمت توبه كرد و لباس زهد پوشيد ، اين دو غزل محصول همان دوران است : بهار ار باده در ساغر نمىكردم چه مىكردم * ز ساغر گر دماغى تر نمىكردم چه مىكردم ؟ هوا تر ، مى به ساغر ، من ملول از فكر هشيارى * اگر انديشهء ديگر نمىكردم چه مىكردم ؟ چرا گويند در خم ، خرقهء صوفى فروكردى * به زهد آلوده بودم گر نمىكردم چه مىكردم ؟ ملامت مىكنندم كز چه برگشتى ز مژگانش * هزيمت گر ز يك لشكر نمىكردم چه مىكردم ؟ به اشك ار كيفر گيتى نمىدادم چه مىدادم ؟ * به آه ار چارهء اختر نمىكردم چه مىكردم ؟